دریا، ساحل و آتش

خرید بک لینک
دوست داشتم الان کنار دریا بودم
یه ساحل اروم
صدای امواج دریا همه جا رو پر کرده باشه
موج ها اروم اروم خودشون رو به ساحل برسونن
نگاهی به من کنن و دوباره به دریا برگردن
تو تاریکی هیزم جمع کنم
آتشی کوچک و گرم روشن کنم
کوچک مثل دل خودم
گرم مثل عشقی که تو دلم بود
کنارش بنشینم
دستای یخ زدم رو باهاش گرم کنم
به شعله های آتش خیره بشم
یادم بیاد چطور آرزوهام سوختن
چطور رویاهام پر کشیدن
انقدر نگاهش کنم تا خاموش بشه
خاکستری سرد ازش بمونه
درست مثل آرزوهام
مثل محبت و عشقم
که هیچی ازشون نمونده
جز خاکستری سرد

دلنوشته اخر شب جمعه


پ ن: بعد از نه ماه تو وبلاگ پست گذاشتم. هیچ وفت فکر نمی کردم وبلاگ به همچین روزی بیافته. دیروز فکر میکردم شاید از رونق افتادن وبلاگ هم نکته مثبتی باشه. حرفایی که دوست داری یه جا بنویسی و کسی زیاد نخونه رو میتونی همین جا بنویسی:) یه جای خلوت و سوت کور برای نوشتن برخی حرفها

کاش دوباره بنویسم...

ما را در سایت کاش دوباره بنویسم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:31

صفحه بندی