نفس هایش به شماره افتاده
و چه خوش ست این لحظات
لحظات رفتن سالی تلخ
سال مرگ تدریجی یک رویا
سالی که هر روزش
روز احتضار بود
روز دست و پا زدن با مرگ
روز مبارزه
مبارزه با خیال تو
روز تلاش
تلاش برای فراموش کردن تو
سالی که هر روزش
روز بودن و نبودن بود
بودن خاطرات تو، نبودن نفس های تو
بودن جای خالی تو، نبودن امید وصل تو
خداحافظ سال شکنجه گر
خداحافظ سال ناامیدی و در جا زدن
خداحافظ آرزوی محال
خدا حافظ امید بر باد رفته
کاش دوباره بنویسم...
ما را در سایت کاش دوباره بنویسم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 23:31